خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

سلام..سلام به روی ماهت..
اینجا من فقط مینویسم..مینویسم تا خالی شوم از بدی ها..
مینویسم تا شاید بشناسم خودم را،درونم را،قلبم راو خدایم را...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
پیوندهای روزانه
به نام خدای زیبایی ها..
سلام دوستای عزیزم..خوبین انشاءالله؟؟
یه خواهش داشتم:)
بیاین از این به بعد به هم یه قولی بدیم..!
هرشب دسته جمعی ساعت 11برای سلامتی و فرج آقامون،سرور ومولامون امام زمان دعای فرج(الهی عظم البلاء...)رو زمزمه کنیم..
یا حتی اگه حوصله نداشتین یه صلوات..
لطفا به همه بگین..به هر طریقی که میتونین..!
انشاءلله که فرج ایشون برسه وعدالت به لطف الهی برقرار شه..
یا علی..


  • مهدیه بانو

سلام..

دوباره بعد از مدت ها برگشتم تا احساسم رو از سریال پایتخت بازگو کنم.. 

ولی خیلی سخته..نمیدونم چرا اون لحضه احساس ناراحتی شدیدی وجودم رو فرا گرفت..خیلی سخته..!!

احساس میکنم عاشق ی فرشته هایی هستم ب اسم مدافعان حرم ک نذاشتن آب تو دلم تکون بخوره...

خیلی برام مقدسن..دلم نمیخواد این رویای خوب تموم شه..خدا کنه همیشه خونه ی امروز و فرداهام وخونه ی فرزندانم امن باشه..

زیبا،مهربان و پر از خوبی ها..



  • مهدیه بانو

به نام خدا...

سلام دوستان..

امروز یه مطلب بسیار زیبا خوندم که احساس کردم هر چه قدر بخونمش کمه ودلم خواست تو وبلاگم بذارمش..امیدوارم این مقاله بتونه تو پیدا کردن هدف زندگیتون بهتون کمک کنه تا احساس بهتری به خودتون داشته باشین..

اگر نمیدانید هدف زندگیتان چیست؟
اگر نمیدانید به کجا میخواهید برسید؟
اگر نمیدانید چرا الان اینجا، در این مرحله از زندگی هستید؟
کاملا طبیعی است. زیرا مکانیزم هدف جویی شما فعال شده و از شما تقاضای هدف میکند. اکثر مردم بدون فعال شدن مکانیزم هدف جویی شان یک زندگی معمولی، متوسط و بی روح را زندگی میکنند تا بمیرند. اما شما فرق دارید.

هر انسانی ،در ذهن اش مکانیزمی وجود دارد که ناخودآگاه او را به سمت اهدافش هدایت کند. افرادی که در زندگی احساس سردرگمی میکنند، دقیقا به علت نداشتن هدف مشخص است و یا مثلا اگر فردی به هدفی که خواسته ،دست پیدا میکند،با اینکه به چیزی که خواسته رسیده، در کمال تعجب بی انگیزه میشود، مایوس میشود. زیرا به هدفی که خواسته رسیده، حال ذهن-ش هیچ هدف دیگری را در او پیدا نمیکند.

اما خبر خوب اینکه اگر در زندگی سردرگم شدید، شانس این را دارید که به اهداف بزرگی که در ذهن دارید دست پیدا کنید. برای این منظور میتوانید به همین روال زندگیتان را ادامه دهید تا کم کم هدف تان را پیدا کنید. اما اگر نمیخواهید منتظر بمانید، در این مقاله 10 سوال مهم را میخوانید، که جواب آنها دقیقا به شما کمک میکند به هدف اصلی زندگی تان پی ببرید.


هدف نهایی زندگیتان
را با پرسیدن این 100 سوال پیدا کنید :

  1. آیا کاری را که دوست دارم انجام میدهم؟
    شاید جواب این سوال کیفیت کل زندگیتان را مشخص کند. آیا خانواده تان را دوست دارید؟ دوستان؟ کار؟ تفریحاتتان چطور؟ گذران وقتتان را چی؟ اگر کاری را که دوست ندارید، اما انجام میدهید، احتمالا راه اشتباهی را پیش گرفتید… بهتر است تغییرش دهید. همین الان !

 

  1. آیا افرادی که اطرافم هستند، برایم اهمیت دارند؟
    یکی از مهمترین کلیدهای پیدا کردن هدف نهایی زندگی، افرادی هستند که در زندگی شما وجود دارند. خانواده، دوستان، همکاران ،حتی مشتریانتان ! اما اگر این افراد در زندگیتان وجود دارد، اما برای شما بودن یا نبودن آنها اهمیتی ندارد، ممکن است به هدف نهایی تان ضرر بزند.
     زیرا این افراد دقیقا میتوانند نقش سوخت مکانیزم هدف جویی شما را تهیه کنند : انگیزه

 

  1. از جایی که هستم راضی ام؟
    به تمام جنبه های زندگیتان توجه کنید. آیا با کارهایی که کردید خوشحال هستید؟
     آیا در مسیری از زندگی حرکت میکنید که میخواهید؟ اگر نه، چه کاری برای تغییر مسیر میتوانید انجام دهید؟ مقایسه زندگی خودمان با دیگران بد نیست، بعضا رقابت مثبتی را ایجاد میکند اما اگر داشته هایمان را با داشته های دیگران مقایسه کنیم ممکن است از نظر روحی ضرر زیادی ببینیم…
     بهترین مقایسه و اندازه گیری خوشبختی این است : آیا کاری را انجام میدهیم که میخواهیم و در مسیری حرکت میکنیم که از ماجراجویی در آن مسیر لذت میبریم؟

 

  1. آیا میتوانم بیشتر تلاش کنم؟
    همیشه جای تلاش بیشتر وجود دارد. هیچ سقفی برای تلاش در مسیر موفقیت وجود ندارد. یکی از بهترین راه های پیدا کردن هدف نهایی زندگی تان، حل مشکلی است که از آن رنج میبرید. برای مثال ،در گروه، سازمان، جامعه ای که هستید، تغییر چه چیزی میتواند شما را شاد کند؟ آنرا پیدا کنید، وارد گروهی شوید که در حل آن مشکل فعالیت میکنند و شروع به فعالیت برای حل مشکلی کنید که حل شدن آن باعث خوشحال شدن تان میشود.

 

آلوین تافلر آینده پژوه و نویسنده شوک آینده
آلوین تافلر آینده پژوه و نویسنده شوک آینده

 

  1. آیا احساس رضایت میکنم؟
    اکثرمان رضایت از زندگی را وابسته به کار، یا مادیاتی که داریم، میدانیم. اگر کارمان را دوست نداریم، از زندگی راضی نیستیم… اگر خانه لوکس، ماشین گران قیمت، درآمد بالا و … نداریم، احساس میکنیم شکست خورده ایم.
     اما این ها معیار صحیحی برای سنجش رضایت نیستند. بهتر است واقعی تر به زندگیمان نگاه کنیم و با توجه به ملاک های خودمان موفقیت یا شکست زندگی خودمان را بسنجیم.


  1. چطور میخواهم در خاطر دیگران بمانم؟
    دوست دارید دیگران چه چیزی از شما برای همیشه بعد از شما به خاطر داشته باشند؟ چه چیزی میخواهید در این جهان تغییر دهید تا نام تان جاودانه شود؟ شاید فکر کنید آنقدر فرد مهمی نیستید که تغییری در این جهان شکل دهید، اما مهم نیست، فقط تصور کنید. تصور کردن کلید حل بسیاری از مسائل است.

 

  1. چه چیزی خوشحالم میکند؟
    اگر نمیدانید چه چیزی شما را خوشحال میکند، اشکالی ندارد… در عوض برای شروع از خودتان بپرسید : چه چیزی شما را ناراحت میکند؟ اذیت میکند؟ دوست ندارید؟ سپس برای اقدام شروع کنید درست در جهت عکس حرکت کنید و بدنبال کارهایی بروید که شما را خوشحال میکند.

 

  1. امروزم را چطور می بینم؟
    هنگام بیدار شدن در صبح، چطور زندگی تان را شروع میکنید؟ دید شما نسبت به امروز، رابطه مستقیمی با دید شما نسبت به زندگی تان دارد. اگر روزتان را با افکار منفی شروع کنید، ناخودآگاه افکار مثبت دفع میشوند.
     دیدگاهتان را نسبت به روزهایتان تغییر دهید، مثبت شروع کنید. برای مثال هنگام صبح، تا ظهر به خود تلقین کنید امروز اتفاق خوبی برای خواهد افتاد… شاید تعجب کنید دقیقا اتفاق خوبی برایتان رخ خواهد داد.


  1. آیا فرد موثری هستم؟
    همیشه میتوانید برای این دنیا فردی موثر باشید. اما اینکه چه کاری میخواهید انجام دهید، داستان دیگریست.
     قرار نیست فردی باشید که فقر از این دنیا ناپدید میکند و یا مربی زندگی باشید که زندگی دیگران را متحول کنید. شما با یک درخت کاشتن هم میتوانید فرد موثری باشید. با یک لبخند زدن هم میتوانید روز یک نفر را بسازید. با محبت کردن هم میتواند قلب کسی را به دست آورید.

 

10. منتظر چی هستم؟

خب...منتظر چی هستید؟شروع کنید!

منبع:12ceo.ir

  • مهدیه بانو

شهید جاوید الاثر مهدی ثامنی راد هجدهمین شهید مدافع حرم شهرستان ورامین است که بهمن ماه سال 94 به دست تروریست های داعش در حلب سوریه به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ماسال، مهدی ثامنی راد هجدهمین شهید مدافع حرم شهرستان ورامین است که بهمن ماه سال ۹۴ به دست تروریست های داعش در جنوب غربی حلب به شهادت رسید و پیکر مطهر این شهید جاوید الاثر در اختیار تروریست های داعش ماند. متن زیر دل نوشته ی جالبی از همسر این شهید والامقام است که تقدیم به خوانندگان محترم می شود:

به نام خدایی که مرگ را همچون زندگی حق انسان قرار داد و با شهادت مرگ را زیبا ساخت.

شهادت هدیه ایست زیبا و ارزشمند از جانب خدا به بهترین و برگزیده ترین بنده اش

مهدی عزیزم!
درود خدا بر تو که لایق بهترین و زیباترین هدیه خداوند بودی
زمانی که برای سفری که بازگشت نداشت آماده میشدی انتظار چنین روزی را داشتم.
روزی که خدا تو را به من هدیه داد شاید نمیدانستم که روزی اینگونه چنین تاجی بر سرم بگذارد ولی وقتی ثانیه ثانیه با تو بودن را تجربه کردم
✅ اینکه با چشمان خودم خوبی هایت را دیدم
✅ اینکه با تمام نداری هایت باز هم سرپرست ایتامی بودی که محتاج یک نگاه پر مهر هستند
✅ اینکه سعی می‌کردی با شاد کردن دل خانواده های شهدا خون ریخته شده‌ی فرزنده شان را ارج نهی
✅ اینکه وقتی صدای اذان را میشنیدی دست از زندگی می‌کشیدی برای رسیدن به معبود
✅ اینکه باتمام مشغله های کاری نماز به نیت حضرت زهرا و امام زمان در هرشب فراموشت نمی‌شد

هر روز به این که روزی شما به جایگاهی خواهید رسید که همه در حسرت چنین جایگاهی خواهند بود مطمئن تر میشدم
خدا را شکر می‌کنم که بهترین بنده اش را ۸ سال به من امانت داد

۸ سالی که برایم از بهترین و زیباترین روزهای زندگیم بود
با تو بهترین ها را تجربه کردم

و حالا با شهادتت باز هم بهترین بودی برایم
قطعا روزی که شنیدم دیگر حضور فیزیکی تو را در کنارم ندارم

نداشتن  پیکری  برای وداع

✅ اینکه پیکر بی جانت در کدامین صحرا افتاده است همه ی این ها برایم از صد بار جان دادن هم سخت تر بود ولی تنها چیزی که هنوز من را سرپا نگه داشته است مرگ زیبای توست
✅اینکه شهدا زنده اند برایم کمی فقط کمی آرامش قلبی است
چه بگویم از میوه‌ی عشقمان

 فاطمه سلمای عزیزم
اینکه میگویند دخترا بابایی اند
راست میگویند ولی عشق به پدر دختر و پسر ندارد
چه بگویم از بی تابی هایش
از بابا بابا صدا کردن هایش
اینکه آنقدر کوچک است که حتی مفهوم شهادت را نمیفهمد تا مثل من برایش آرامش قلب باشد.

فاطمه سلما ثامنی راد

ولی مهدی جانم!

دردناک ترین لحظه ها زمانیست که بچه ای با پدرش بازی می کند و دردانه ام با نگاه حسرت بار به آنها نگاه می‌کند

اولین روزی که دردانه ام به مدرسه میرود و او درحسرت دست های گرم پدر است تا اولین روز تحصیلی اش را شروع کند

وقتی از دلتنگی هایش شب تا صبح در کوره می‌سوزد

وقتی دخترمان بابهترین نمرات کارنامه ی خود را برای امضای پدر میاورد

یا آن زمان که بر سرسفره ی عقد اجازه ی پدر را می خواهند

ولی ایمان دارم که در تمام آن لحظه های دشوار در کنارم هستی

اینکه تو از هر پدر زنده ای هم برای دختر یکی یکدانه‌ی مان زنده تری

و من به همین حضورت قانع هستم و خدا را بخاطر این امتحان سخت شکر می‌کنم

و اینکه در تمام لحظه های دشوار این مصیبت حضور خدا را در تمام وجودم حس کردم
اینکه می گویندخدا در دلهای شکسته است برایم بهترین صبر است

مهدی عزیزم!

امیدوارم من و یادگارت فاطمه سلمای عزیزمان با راهنمایی های تو در راه اسلام و ولایت قدم بر داریم

و ادامه دهنده‌ی راه تو باشیم تا تو به ما افتخار کنی و همنشینت در بهشت باشیم

مهدی جانم!

پیش سالار شهیدان از من و یادگارت هم یادکن.

شهید ثامنی راد شهادت هیجدهمین شهید «مدافع حرم» ورامین +عکس

  • مهدیه بانو
این روزهایم عجیب میگذرد..
صبح ها صدای:منم باید برم..اره برم سرم بره..
یا صدای لالایی برای علی اصغر..
در خانه میپیچد..
هیچ چی از عاشورا نمیدانم..
از عراق نمیدانم..
از سوریه ..یا حلب..
اما میدانم این مکان ها پر از عشق است..
پر از عشق به حسین..
خون رنگین شهدا..
وای..
دوباره یاد روضه ها میفتم..سر به نیزه ی...شاه..شاه کربلا..
یا زهرا گفتن های وسط زنجیر زنی که با ابهت از قلب مداح به گوش میرسد..
بی تابی های رقیه..
این جمله هیچ وقت تکراری نمیشه:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،ای اهل حرم سید و سالار نیامد..
امان از دل زینب..امان از دلش..امان..
نتیجه تصویری برای کربلا
  • مهدیه بانو

آدمها را به میزان درکشان بسنج 

نه به اندازه مدرکشان.... 

چرا که فاصله ی زیادی 

از مدرک تا درک وجود دارد…


  • مهدیه بانو
وقتی عزیزت رفت..
وقتی همدم روزهای تنهایی ات پر کشید به سوی خدای بی کسان..
فقط چند قطره اشک بریز!
آن هم برای بستن دهان مردم..
گریه ندارد..وقتی همه ی وجودت به سوی بهترین ها پرواز میکند..
فقط در تنهایی هایت..در خلوت هایت..
وقتی زیر آسمان خدایش بودی..
سرت را بالا ببر و به اوجش فکر کن..
به روحش..
نه افتاده بر روی خاک به جسم بی ارزشش..

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org
  • مهدیه بانو

امروز ....

                           

اگر تنها می توانی یک چیز باشی!


مهربان باش .... 


  • مهدیه بانو

بانویم! میلادت، نور به چشم‏ها می‏پاشد و سرور به دل‏ها؛ و رایحه بهشتی‏ات، مشام دل را با عطر خوش حضور می‏نوازد؛ میلادت مبارک!

دختر سرزمینم..ارزش تو خیلی زیازده..باور کن..قدر خودتو بدون گلم..روزت مبارک..:)))))

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۵:۴۰
  • مهدیه بانو
بانو…!
احیا نزدیک است،
نمیگویم علی را دوست بدار…
نه اصلا ،
لااکراه فی الدین..
هیچ اجباری در دین نیست!
فقط ب احترامش..... شمشیر آرایشت را.... غلاف کن!!!
التماس دعا..در این شب ها..


  • مهدیه بانو

دعا نمیکنم که بیایی

میدانم که آمدنت حتمیست!

فقط دعا میکنم وقتی که می آیی

چشمانمان شرمنده چشمانت نشود..یا صاحب الزمان..

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۲ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۲
  • مهدیه بانو

سلام..سلام به تو بنده ی مهربان خدا..

بعد از مدت ها اومدم تا چند خطی بگویم و بروم..

امروز میگویم..دستانت را ببر بالا..خیلی بالا..

فقط خدا را بخواه..وبگو:خدایا دستانم را بگیر..

امروز از همه رها شو و برو..

به سمت حق..

بگو بسم الله..

بگو و بخوان به نام پروردگارت..

بگذار تو عاشق باشی و معشوق فقط او..فقط او..

از خدا بخواه پنجره ها را باز کند..

هوا گرفته..

دل ها گرفته..گرفته..

تنها یاد اوست که آرامت میکند..

آرامش را فقط در یاد خدای مهربانی ها جستجو کن..

به سوی خدا برو تا به سوی تو بیایند..

از خدا بترس تا از تو بترسند..

ترسی که شایسته ی اوست..

و اورا ببین در عمق وجودت..

او نزدیک است..نزدیک تر از رگ گردنت..حسش کن..

صدایش کن..صدایش کن..

خدا...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۲۴
  • مهدیه بانو
سلام..
سلام به خدای زیبایی ها..
خدای عشاق..
خدایا ممنونم که حواست به همه چی هست..
به همه چی...
خدایا به همه کمک کن..
کمک کن هر کی همون جایی باشه که دلش هست..
خداجون..
دوست دارم همه ی عاشق ها به هم برسند..
اونایی که تو سرانجام عشقشون رو زیبا میدونی..
ولی از آخرشم من میمونم و مهربونی هایی که به تو کردم..
عشقایی که به تو..خدای مهربانم داشتم..
فقط وفقط من میمونم وتو..
خدا تنهامون نذار..
آمین..
  • مهدیه بانو

  • مهدیه بانو


مطمئن باش مردی که تو را دوست داشته باشد نسبت به تو غیرت دارد!!شک نکن!
مردی که دوستت ندارد,برایش فرق نمیکند... چه بپوشی...کجا بروی...کی برگردی...با کی باشی...توی پیجت چه عکسی بگذاری یا پروفایلت چه عکسی باشد..
.
مردی که عاشق توست میخواهد همه چیزت....زیبایی ات...عاطفه و عشقت...زنانگی ات... پاکی و عفتت... همه صرفا و منحصرا برای خودش باشد و بس نه هیچ کس دیگر!!
.
دوست ندارد با پخش عکسهایت تو را عمومی کند....دوست ندارد اندام و چهره ات توجه مردان دیگر را جلب کند...نمیخواهد چشم هرزه ای شکارت کند...نمیخواهد وسیله ارضاء دیگران شوی...

نمیخواهد بیت المال باشی..
.
مردی که دائم میگوید هر جور راحتی بچرخ.... هر جا دوست داری برو... هر عکسی از خودت دوست داری پخش کن...
هر مانتویی خواستی بپوش...آرایش کن... شیک برو بیرون.....
روشن فکر و مدرن نیست, بی غیرت است....مرد نیست...نر است...عاشقت نیست...فقط کنارت زندگی میکند...

این را من نمیگویم پیامبر خدا فرمود:
"مردی که از بی حجابی زنش راضی است بی غیرت است و اگر دیگران بی غیرت خطابش کنند گناه نکرده اند!!!
. مرد بی غیرت,ناموسش را حراج چشم های دیگران میکند...
میبیند ناموسش جلوی چشم این و آن است و هر کس نگاهی به او میکند...اما سکوت میکند...بی تفاوت است... و هیچ چیز در مردان به اندازه مرد بی غیرت و سیب زمینی صفت نفرت انگیز نیست....
همان طور که هیچ چیز در زنان نفرت انگیزتر از  زن بی حیا و بی عفت نیست..
.
دختر و بانوی پاک...
وقتی پدرت،برادرت و همسرت روی بیرون رفتنت و نوع پوشش تو حساس است...روی روابط تو در فضای واقعی یا مجازی حساس است...ناراحت نشو...فکر نکن در سختی هستی و به تو ظلم شده...
خوشحال و مغرور باش....
چرا که مردی قلبش برایت میتپد.... آن هم از جنس عاشقانه...پدرانه و برادرانه ..
وچه سعادت و آرامش و امنیتی بالاتر از این برای یک دختر و زن...

منبع:www.98love.ir
  • مهدیه بانو

به نام خدا..
سلام..
امشب اومدم تا یکم بنویسم..از از خدا و خودم وهمه..
خدایا امشب کمک کن همه آروم باشن و تموم بی سرپناه ها رو سر پناه بده..
خدایا خودم رو به تو سپردم..کمکم کن..
فتوکلت علی الله وحسبن الله ونعم الوکیل..
من تمام اومور زندگانی ام را به دستان ایمن تومیسپارم..خدایم..
عشق را در بین بندگانت افزون کن..
عشق را به ما بیاموز..
عاشقانه ای آرام..
آمین..

  • مهدیه بانو

به نام آرام بخش قلب ها..

به نام آنکه به قلبم میگوید:

بنواز..

آن آهنگ زیبای زندگی را..

در وجود بنده ام..

خدایا..

من صدایت را میشنوم..

تو هستی..در تمام لحضه هایمان..

ودر پیش چشم دلمان...!

به نا آرامی ها بخند رفیقم..

درونت غوغای آرامش است..

آرامش..

آرامش..

ارامش...

  • مهدیه بانو

به نام خدایی که وجودم از اوست..

خدایی که اگر دیگران نباشند او همیشه کنارم ودر قلبم خواهد ماند..

معنای واژه عشق هنوز برایم مبهم هست..

عشق به بنده هایت را نمیفهمم..

چگونه عاشق باشم خدایم؟

چطور صدای عشق را لمس کنم؟

چرا نمیشود که بالا بروم؟

میخواهم بالا بروم..

واز آن بالا نظاره گر مردمی باشم که درگیر خود و دیگرانند..

کی تمام میشود؟

این عشق های دروغین..؟این دل شکستنها..

آهای تو..آره تو!

اگه قلبت شکسته

یا ترک خورده..

ناراحت نباش..دنبال عشق نگرد...خودش میاد..!

عشق مفهومی داره که منو تو نمیفهمیم..

هر وقت دلم بگیره یا تنها باشم..

شانه ی خدایم را دارم..

سرم را رویش میگذارم و میگویم از خوبی های بی اندازه اش..

آرامشی که در جانم هست..

داشته هایم..

عاشق بنده هایت نمیشوم خدا جان..!

تا وقتی تو معنی عشق را در ذهن کوچکم بگذاری..


راستی ی شعر رو خیلی دوس دارم:

ی عکس یادگاری

که خودتم نداری

شده رفیق شبهام

وقتی که خیلی تنهام

میگیرمش روبروم

بازم میشی آرزوم..



  • مهدیه بانو

شاید یک روز،یک نفر،یک جوری آدم را بخواهد که خواستنش به این راحتی ها تمام نشود!(سیلویا پلات)

  • مهدیه بانو
به نام خالق زیبایی ها..
این روزها آهنگ آهای خوشگل عاشق فریدون آسرایی خیلی آرومم میکنه..
احساس میکنم اراده ی الهی در پیرامونم در حال انجامه..
ومن که باید تلاش کنم تا آیندم رو بسازم..
آینده  ای زیبا..
التماس دعا...یا علی..


آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار…

  • مهدیه بانو

خدا به فرشته ها شعور داد بدون شهوت،

به حیوان ها شهوت داد بدون شعور،

وبه انسان هر دو را...

انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند از فرشته ها بالاتر است،

وانسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند،از حیوان پست تر...

  • مهدیه بانو

به نام خدایی که تمام هستی ام از اوست..

خدایی که که وقتی تنها میشوم روشنی اش را میچشم..با تمام وجود..!

چه مزه ی خوبی دارد..وقتی فکر میکنی تنهایی و نیستی..

نیستی چون او هست..!

من میشنوم..ندایش را در تمام وجودم میشنوم..در ذره ذره ی خودم..

او هست!میبیند..

نمیدانم چرا اینقدر صبور است؟

این روزها بد جور سر در گمم..

نمیدانم چرا راه رفتن را یاد نمیگیرم..

مثل کودک نوپا هنوز یاد نگرفته ام..!

که باید برای رسیدن به خوشبختی تا آخر عمر تلاش کنم..

دوست دارم فقط بنشینم و هر چه میبینم را بنویسم..

اینجا!این دنیابد جور بوی تنهایی میدهد..!

خدایا پنجره ها را باز کن..

وقتش هست هوایی تازه کنیم دیگر..

نفسم گرفته..!!!



  • مهدیه بانو

به نام آنکه قلم را آفرید..

خسته ام حوا/سیبی بچین/بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند..

  • مهدیه بانو

به نام خدا...

خوندنش وکپی اجباری!!!

شاید 20 سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند... دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی تنگتر! این روند ۲۰ سال طول کشید تا به اینجا رسید. استعمار و استکبار صبر و حوصله زیادی دارد، بر عکس بعضی از ماها...
اولین کار، گرفتن چادر بود از زنان ما... گفتند چادر حجاب برتر است و می‌شود برتر نبود! بین خوب و خوب ‌تر، خوب را هم انتخاب کنی به جایی بر نمی‌خورد .می‌شود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید و با حجاب بود... حرف قابل قبولی بود؛ کسی نمی‌تواست به این حرف اعتراض کند، حتی اهالی مذهب ...
گام دوم، گرفتن مقنعه بود... می‌شود روسری بزرگ سر کرد! هم تنوّع دارد هم حجاب است. یادم‌ می آید روسری‌هایی بود با ضلع بیشتر از یک متر که تا کمر خانمها هم می‌رسید... خوب البته روسری مثل مقنعه نبود گاهی مو بیرون می‌زد.
مانند بچه‌ای که جلوی چشم پدر و مادرش بزرگ می‌شود و قد می‌کشد و والدینش حس نمی‌کنند اما دیگران که کمتر او را می‌بینند و چشمانشان عادت نکرده، متوجه رشد هفتگی او می‌شوند... ما عادت کردیم به روسری‌هایی که هر روز آب می‌رفت و تبدیل شد به نواری باریک و بعضا توری... مانتوهایی که شاید بهتر باشد بلوز و پیراهن راحت نامیدشان تا مانتو...
به هر حال کم کم کار به این جا کشید و مدام گفتند بی‌حجابی معضل فرهنگی است، برای حل آن باید کار فرهنگی کرد... سال ها گذشت و لباس ها آب رفت و کار فرهنگی در زمینه عفت و حجاب مشاهده نشد. برعکسش، فراوان کار‌های ضد فرهنگ در کوبیدن حجاب و عفت و حیا و غیرت در فیلمهای سینمایی و مجلات و برنامه‌های عمومی یافت می‌شد...
الان هم مد پوشش خانمها تغییر کرده است، پوشیدن ساق شلواری (ساپورت) به جای شلوار... یعنی دیگر شلوار جین تنگ هم نه! ساق شلواری! و بدون تردید در یکی دو سال آینده این با
می رود و برخی را ...................
یعنی پس از آنکه چادر، مقنعه، مانتو و روسری از زنان گرفته شد، حالا رفته‌اند سراغ شلوار! چشمهای ما هنوز عادت نکرده‌اند... اگر به این هم عادت کنیم سرنوشت چادر و مانتو و روسری در انتظار این ساق شلوارها هم هست... خدایی نکرده اینها هم روز به روز نازکتر و کوتاهتر می‌شود و ما عادت می‌کنیم.. آن وقت... نمی‌دانم بعدش سراغ چه خواهند رفت...؟
فاجعه فرهنگی پیش روی ماست...
والسلام...

  • مهدیه بانو
اگر در مسیر رود صخره نبود رود دیگر هیچ آوازی از خود سر نمیداد...


  • مهدیه بانو
  • مهدیه بانو


 قال رسول الله صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

ما بُنِیَ فی الإسلامِ بِناءٌ أحَبَّ إلى اللّه عز و جل ، وأعَزَّ مِنَ التَّزویجِ .

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

در اسلام هیچ بنایى ساخته نشد ، که نزد خداوند عز و جل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد .

بحار الأنوار : ۱۰۳ / ۲۲۲ / ۴۰ منتخب میزان الحکمة : ۲۵۲


  • مهدیه بانو


قبل از مراسم عقد علی آقا نگاهی به من کرد و گفت :

" شنیدم که عروس هر چی بخواد اجابتش حتمی است "

گفتم :

" چه آرزویی داری .. ؟ "

در حالی که چشمان مهربانش را به زمین دوخته بود گفت :

" اگر علاقه ای به من دارید و به خوشبختی من می اندیشید ، لطف کنید از خدا برایم آرزوی شهادت کنید "

از این جمله تنم لرزید چنین آرزویی برای یک عروس در استثنایی ترین روز زندگی اش بی نهایت سخت بود ، سعی کردم طفره برم اما علی آقا قسم داد که این دعا را در این روز در حقش بکنم .

وقتی خطبه جاری شد هم برای خودم و هم برای علی طلب شهادت کردم ، و بلافاصله با چشمانی پر از اشک ، نگاهم را به علی دوختم .

آثار خوشحالی در چهره اش پیدا بود .. !

مراسم ازدواج ما در حضور آیت ا... مدنی و جمعی از برادران پاسدار برگزار شد .

نمی دانم این چه رازی بود که همه پاسداران این مراسم و داماد و آیت ا... مدنی همه به فیض شهادت رسیدند !


شهید علی تجلایی


برگرفته شده از newlovelyvoice.blog.ir
  • مهدیه بانو
بسم الله الرحمن الرحیم..
سلام خدای مهربانم..
خدایا شکرت..به خاطر داده و نداده ات شکر..
خدایا با کلیک بر روی هر کلمه نمیدانم چه اتفاقی در دنیایت می افتد..
نمیدانم حالا که این نامه را برایت مینویسم چند نفر متولد شدند...و چند نفر پرواز کردن به سویت..
چند قلب شکست و چه دلی جان دوباره گرفت..نمیدانم..
خدایا فقط میدانم هنوز من در این دنیا هستم..خوشحالم که با تمام بدی هایم من را پذیرفتی..
خدایا ممنونم..
خدای مهربانم بر دل های همه ی انسان ها طرح محبت بزن..با قلم عشق..با آبرنگ زیبایی ها..
خدایا تو را میبینم..در زیبایی های عالمت..در بزرگواری بندگانت..
خدایا عجب بندگان خوب و مهربانی تربیت کردی..!
فتبارک الله احسن الخالقین..فتبارک الله احسن الخالقین..!
اللهم صل علی محمد و آل محمد..
خدایا بر محمد(ص)و خاندان پاکش درود بفرست..درود های بسیار..
دوست عزیزم که امروز زنده ای..قدر بودنت را بدان..
خوب بودی..خوب بمان..
مهربان باش..بی منت..بی توقع..مثل خدا..!
بیا کمی از او یاد بگیریم..اینقدر خوبی هایمان را بر سر همدیگر نزنیم..
بیا قانون عشق را بیاموزیم..
خالی از همه ی بدی ها در کوچه عشق دست هم را بگیریم..
انسان باشیم..انسانیت را یاد بگیریم..
یادت باشد شیطان میخواهد تورا آنقدر پایین ببرد که دیگر صدایت به خدا نرسد..
دست  خدا  را بگیر عزیزم..
به وحی های شیطان گوش نده..دل به وحی آسمانی خدایت بسپار..
دل بسپار...
دل بسپار...



  • مهدیه بانو

 ناتانائیل،آرزو مکن که خدا را جز در همه جا  بیابی.

هر آفریده ای نشانه ی اوست اما او را نشان نمی دهد.

همین که آفریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند ما را از راه آفریدگار باز می دارد.

ناتانائیل همچنان که می گذری ،به همه چیز نگاه کن و در هیچ جا درنگ نکن. به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست...

ناتانائیل من زندگی دردآلود را از دل آسودگی دوست تر می دارم.

ناتانائیل من شوق را به تو خواهم آموخت.

اعمال ما وابسته به ماست همچنان که روشنایی به فسفر. راست است که ما را می سوزاند اما برایمان شکوه و درخشش به ارمغان می آورد. و اگر جان ما ارزشی داشته باشد برای این است که سخت تر از دیگران سوخته است.

برای من خواندن این که شنهای ساحل نرم است کافی نیست، می خواهم پاهای برهنه ام آن را حس کند، معرفتی که قبل آن احساسی نباشد برایم بیهوده است!

در شگفتم ناتانائیل!تو خدا را در خود داری و از آن بی خبری!

او را ندیده ای چون او را پیش خود به گونه ای دیگر مجسم می کردی.

ناتانائیل!تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود. در انتظار خدا بودن،ناتانائیل یعنی باور نداشتن اینکه او هم اکنون حضور دارد.

ناتانائیل! زیبا ترین سرورهای شاعرانه آنهاست که از درک هزارو یک دلیل وجود خداوند به آدمی دست میدهد.

ناتانائیل بدبختی هر کسی از آن است که همیشه اوست که می نگرد و آنچه را که می نگرد از آن خود می داند، اهمیت هرچیز نه به خاطر ما که به خاطر خود اوست، ای کاش نگاه تو همان باشد که به آن می نگری.

ناتانائیل! ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...

ناتانائیل!در کنار آن چه شبیه توست نمان! هرگز نمان،ناتانائیل.

همین که پیرامونت رنگ تو را به خود گرفت، یا تو به رنگ آن شدی، دیگر سودی برایت نخواهد داشت، باید آن را ترک بگویی.

از هیچ چیز جز درسی که برایت به ارمغان می آورد بر مگیر! 

ناتانائیل! می توان به زیبایی به خواب رفت و به زیبایی از خواب برخواست، اما خواب های شگفت در کار نیست، و من رویا را تنها زمانی دوست دارم که حقیقت آن را بپذیرم، زیرا زیبا ترین خوابها هم

با

                           لحظه ی بیداری

                                                                    برابری نمی کند...

 

 

                                                                          (مائده های زمینی_ آندره ژید)

  • مهدیه بانو

بسم الرب الحسین..

خدای من..

امسال برای اولین بار

در تاسوعا..

در مراسم سوگواری حضرت عباس(ع)

من!

پرچم علمدار حسین(ع)را بوسیدم..

وبا دستانم آن را لمس کردم..

خدایا شکرت..

خدایا ممنونم...

ای علمدار حسین(ع)..ممنونم..

  • مهدیه بانو