خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

سلام..سلام به روی ماهت..
اینجا من فقط مینویسم..مینویسم تا خالی شوم از بدی ها..
مینویسم تا شاید بشناسم خودم را،درونم را،قلبم راو خدایم را...

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
پیوندهای روزانه
شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۵ ب.ظ

دلم نوشت...

این روزهایم عجیب میگذرد..
صبح ها صدای:منم باید برم..اره برم سرم بره..
یا صدای لالایی برای علی اصغر..
در خانه میپیچد..
هیچ چی از عاشورا نمیدانم..
از عراق نمیدانم..
از سوریه ..یا حلب..
اما میدانم این مکان ها پر از عشق است..
پر از عشق به حسین..
خون رنگین شهدا..
وای..
دوباره یاد روضه ها میفتم..سر به نیزه ی...شاه..شاه کربلا..
یا زهرا گفتن های وسط زنجیر زنی که با ابهت از قلب مداح به گوش میرسد..
بی تابی های رقیه..
این جمله هیچ وقت تکراری نمیشه:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد،ای اهل حرم سید و سالار نیامد..
امان از دل زینب..امان از دلش..امان..
نتیجه تصویری برای کربلا
  • مهدیه بانو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی