خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

یکی هست،تو قلبم..اسمش خداست...

خدا میبیند...

سلام..سلام به روی ماهت..
اینجا من فقط مینویسم..مینویسم تا خالی شوم از بدی ها..
مینویسم تا شاید بشناسم خودم را،درونم را،قلبم راو خدایم را...

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
پیوندهای روزانه
چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۲۴ ق.ظ

لمس عشق..

به نام خدایی که وجودم از اوست..

خدایی که اگر دیگران نباشند او همیشه کنارم ودر قلبم خواهد ماند..

معنای واژه عشق هنوز برایم مبهم هست..

عشق به بنده هایت را نمیفهمم..

چگونه عاشق باشم خدایم؟

چطور صدای عشق را لمس کنم؟

چرا نمیشود که بالا بروم؟

میخواهم بالا بروم..

واز آن بالا نظاره گر مردمی باشم که درگیر خود و دیگرانند..

کی تمام میشود؟

این عشق های دروغین..؟این دل شکستنها..

آهای تو..آره تو!

اگه قلبت شکسته

یا ترک خورده..

ناراحت نباش..دنبال عشق نگرد...خودش میاد..!

عشق مفهومی داره که منو تو نمیفهمیم..

هر وقت دلم بگیره یا تنها باشم..

شانه ی خدایم را دارم..

سرم را رویش میگذارم و میگویم از خوبی های بی اندازه اش..

آرامشی که در جانم هست..

داشته هایم..

عاشق بنده هایت نمیشوم خدا جان..!

تا وقتی تو معنی عشق را در ذهن کوچکم بگذاری..


راستی ی شعر رو خیلی دوس دارم:

ی عکس یادگاری

که خودتم نداری

شده رفیق شبهام

وقتی که خیلی تنهام

میگیرمش روبروم

بازم میشی آرزوم..



  • مهدیه بانو